معرفی فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک ساخته میشل گوندری

1
412
معرفی فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک ساخته میشل گوندری | سینمایی | پیشنهاد کتاب کتابیسم
معرفی فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک ساخته میشل گوندری | سینمایی | پیشنهاد کتاب کتابیسم
معرفی فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک ساخته میشل گوندریReviewed by زهرا آذر on Jan 31Rating: 5.0معرفی فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک ساخته میشل گوندری | سینمایی | پیشنهاد کتاب کتابیسم نگاهی به فیلم سینمایی درخشش ابدی یک ذهن پاک که در سال 2005 برنده جایزه اسکار بهترین فیلم نامه اصلی شد، با بازیگری جیم کری و کینت وینسلت

خیلی وقت ها پیش می آید همین که با کسی به شدت دچار مشکل می شویم و نسبت به او نفرت و کینه پیدا می کنیم دلمان می خواهد سر از تنش جدا کنیم و بکشیمش! توی دلمان آرزو می کنیم که ای کاش می شد سر به نیستش کرد! اما از طرف دیگر به خوبی واقفیم که کشتن آن آدم، دردسرهای ریز و درشت دیگری را برایمان به دنبال خواهد داشت. مثلا اینکه به دست پلیس بیافتیم و خودمان هم کشته شویم و یا عذاب وجدان همه وجودمان را پر کند و پشیمان شویم. نهایتا دست به کشتن طرف مقابل نمی زنیم. اما تا کاری نکنیم دلمان خنک نمی شود! چون عصبانی هستیم و فکر می کنیم آن آدم روزگارمان را سیاه کرده است.
چارلی کافمن، فیلمنامه نویس مشهور آمریکایی که ید طولایی در نگارش فیلمنامه های عجیب و غریب و فوق العاده دارد، در فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک برایمان راه حل بهتری تجویز کرده که اگر در طی سال های آینده در دنیای واقعی هم اجرا بشود این مشکل حل خواهد شد و آدم های عصبانی می توانند با آسایش بیشتری زندگی کنند! همه چیز از ذهن پاک می شود. بی دردسر. به شکلی که از آن ماجرای تلخِ اعصاب خرد کن هیچ اثر و نشانی در ذهن و فکر آدمی باقی نمی ماند و می توان با خیال تخت به ادامه زندگی پرداخت! این همان “فراموشی ابدی یک ذهن پاک” است!
در هالیوود و حتی سینمای جهان آثار علمی – تخیلی بسیاری ساخته شده و می شوند که موضوع اکثر آن ها یا درباره فضا و موجودات فضایی است، یا سفر انسان در زمان گذشته یا آینده و یا درباره جهان های دیگر و ارواح و مردگان. فیلم های مهم و گرانقدری چون ادیسه فضایی اثر استنلی کوبریک، جنگ ستارگان ساخته جرج لوکاس و همین طور بتمنها و سوپرمنها و اسپایدرمنها، هر کدام طرفداران خاص خودشان را دارند و عده ای همیشه مشتاقانه آن ها را دنبال می کنند.
فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک در رده بندی فیلم ها در ژانر علمی- تخیلی قرار می گیرد. ولی چون یک رابطه عاشقانه را نیز به تصویر می کشد خیلی ملموس تر و نزدیک تر به واقعیت به نظر می رسد و به راحتی می توان با آن ارتباط برقرار کرد. در حقیقت می توان اینطور فیلم را معرفی کرد که قسمت عاشقانه فیلم که در آن رابطه ای بین دو جنس مخالف شکل می گیرد و کمی بعد به نفرت تبدیل می شود بار رمانتیک اثر و قسمتی که مربوط به پاک کردن حافظه به شکل یک عمل جراحی اتفاق می افتد بار علمی- تخیلی اثر را حمل می کند. این هنر والا و دست توانای نویسنده اثر (چارلی کافمن) را می رساند که با مهارت هر چه تمام تر توازنی واقعی بین این دو مقوله حساس و حیاتی برقرار ساخته بطوری که به هیچکدام از این دو لطمه ای وارد نشده و توازن کامل برقرار می ماند.
در شروع فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک ما جوئل (با بازی خیره کننده جیم کری) را می بینیم که ظاهرا روز خوبی را شروع نکرده است و به قول خودش امروز از دنده چپ بلند شده. ماشینش که تصادف کرده، دفترش که چند ورق از آن کنده شده، حواس پرتی اش هنگام سوار قطار شدن و … همگی وقایعی هستند که او از علت وقوع آنها بی خبر است. همین طور که این وقایع نامأنوس رخ می دهد، جوئل می کوشد خودش و شخصیتش را برای بیننده توصیف کند. مثلا ً با دیدن کلمنتاین (کیت وینسلت) که به او نگاه می کند، با خودش می گوید “نمی دانم چرا با دیدن هر زنی که کوچکترین توجهی به من می کند، عاشق او می شوم”. همین طور وقتی کنار ساحل ایستاده است می گوید: “یکی از نقاط ضعف من، برقراری ارتباط است از طریق نگاه، با زنی که نمی شناسم. ”
بلاخره سر صحبت باز می شود. بعد از حرفهای بی سر و ته کلمنتاین و جواب های سرسری و یک نواخت جوئل و تکرار کلمه “خوب”، کلمنتاین از کوره در می رود و فریاد می زند : “تو به جز صفت “خوب” صفت دیگری برای گفتن نداری ؟” اما دقیقه ای بعد عذرخواهی می کند.
کم کم با شخصیت و روحیات جوئل و کلمنتاین بیشتر آشنا می شویم. کلمنتاین دختری است سرزنده، برونگرا و پرحرف، که در مورد همه چیز زیاد حرف می زند و احساساتش را بی رودربایستی بروز می دهد. او در برقراری ارتباط بقدری راحت عمل می کند که خودش پیشنهاد ازدواج را به جوئل می دهد و قرار گردش شبانه را هم با او می گذارد. برخلاف او جوئل کاملا ً درونگرا و سرد به نظر می رسد. کمتر احساساتش را بروز می دهد و تا حدی ترسو و محافظه کار هم هست.
این تقابل و تضاد شخصیتی و روحیات و سبک زندگی متفاوتشان، درواقع آغاز اختلافات و تنش های اساسی و بزرگتر بین آنهاست. این ناسازگاری و اختلاف به تدریج رشد می کند و عشق آتشین شان تبدیل به نفرت می شود. اینجاست که آن اتفاق مهم و هسته اصلی فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک به وقوع می پیوندد: پاک کردن حافظه از تمامی خاطرات از اول تا به آخر!
اول این کلمنتاین است که دست به عمل پاک کردن حافظه می زند و وارد موسسه ای که این کار را برای مراجعینش انجام می دهد می شود. جوئل که پی به قضیه می برد برای انتقام و تلافی کار کلمنتاین او هم همین کار را می کند تا از شر خاطرات مشترکشان نجات پیدا کند.
چگونگی پاک شدن ذهن کلمنتاین در فیلم نشان داده نمی شود اما پاک شدن ذهن جوئل را می بینیم. جوئل آزادانه و بی قید و شرط در زمان چرخ می زند و بدون هیچ مانعی به گذشته و خاطراتش سرک می کشد. روز آشنایی با کلمنتاین، غذا خوردن در رستوران و یا آخرین شبی که کلمنتاین از دست او ناراحت شد و او را ترک کرد همه را می بیند و تقلا می کند تا سرنوشتش را عوض کند اما کاری از پیش نمی برد. حوادث و خاطرات، جلوی چشمش محو می شوند و او قدرت جلوگیری از حذف شدنشان را ندارد. جوئل از درخواست حذف خاطرات کلمنتاین پشیمان است ولی پشیمانی دیگر سودی ندارد. تمام خاطرات کلمنتاین از آغاز تا پایان از ذهنش پاک می شود.
در صحنه پایانی فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک کلمنتاین و جوئل (که از رویدادهای گذشته هیچ اطلاعی ندارند و از اول همه چیز را شروع کرده اند)، نوار حرف هایشان را گوش می دهند و متعجب و ناباور به یکدیگر زل می زنند. این نوار چیست و از کجا آمده؟! یعنی این رابطه که تازه آغاز شده قرار است به چنین جایی ختم شود؟!

5/5 (5)

امتیاز دهی

یک دیدگاه

  1. اگه ! واقعیت چترشو روی این ایده هم یک روزی بندازه تمام پول توجیبی هامو میدمو و جای فکرای بدِ همه ی آدما تو فکراشون گل میخک میکارم !

ارسال دیدگاه

کد *